آسمان آبی
زمین خاکی
کوهی...
گلی...
چند تکه چوب خشک...
اینجاست سرزمین من
با من سخن بگو خانه ی سبز... سبز عزیز به کمکم بیا...
و تو
هم وطن... هم خانه ی قدیمی...
همیشگی...
اینجا وطن ما بود.
دستانم را بگیر و
بگذار اشک بریزم...
بگذار ببوسمت...
بگذار برایت سخن بگویم
|
+| نوشته شده توسط
آیدا و دال در پنجشنبه 25 مرداد1386
|